جمعى از نويسندگان
448
مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)
در واقع در معرفت نفس ، شناخت ، جداى از تهذيب و اصلاح نيست و لكن معرفت آفاقى اگر چه شناخت خداوند و بسيارى از حقايق موجود در نظام آفرينش را به همراه دارد ولى دورى از رذائل اخلاقى و اتصاف به فضائل انسانى با مقدمات بعيده و از راه دور امكان پذير است در حالى كه چنين فرصتهاى خودسازى در معرفت نفس بيشتر است به دليل اين كه در معرفت انفسى ، حقيقت نفس و چالشها و در عين حال ظرفيّتهاى موجود و گرايشات درونى به رذيلتها و فضيلتها ، بهتر و سريعتر خود را نشان داده و به انسان فرصت اصلاح خود به لحاظ عمل را مىدهد . « 1 » از منظر ديگرى نيز ميتوان برترى معرفت نفس را مورد بررسى قرار داد به جهت اين كه انسان كامل مظهر تام و تمام خداوند متعال در نظام آفرينش قلمداد مىگردد ، شناخت و معرفت انسان كامل كه آيينه تمام نماى حق است اين فرصت را فراهم ميسازد تا از شناخت حقيقت انسان كامل ، پى به حقيقت عالم كه خداى متعال باشد ببريم « مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّه » « 2 » اگر چه همه موجودات نظام عالم ، مظهر حق تعالى بشمار ميآيند ولى هر كدام فقط بخشى از اسماء و صفات او را ظهور ميدهند و تنها انسان به لحاظ وسعت وجودى خود ، منعكس كننده همه اسماء و صفات الهى است ؛ در دستگاه فلسفى - عرفانى عارفان . . . همه عالم ، مظهر و جلوه حق است و موجودى نيست كه تجلى حق نباشد . نكته مهم در اينجا اين است كه در ميان تمام موجودات كه مظاهر نسبى و ناقص حق تعالى به شمار ميآيند و تنها بخشى از اسماى الهى را جلوهگر مىسازند ، تنها انسان است كه مظهر جامع حق است و ميتواند آنگونه كه حق تعالى مىخواهد ، تجليگر تمام اسماء و صفات او باشد . « 3 » انسان تا ظرفيّت درونى خود را نشناسد و نفس خود را به لحاظ توانمندى و خطرپذيرى از يك سو و از سوى ديگر سعه و گستره وجودى آن مورد ارزيابى قرار ندهد ، امكان شناخت و معرفت صحيح نسبت به ما ورا ، براى او ميسّر نخواهد بود . مرحوم قاضى همچون ساير عرفاى شيعى به مسأله نفس توجه خاص دارد و معرفت آن را براى نيل به لقاى حق تعالى لازم ميدانند . در دستگاه عرفانى وى ثمره شناخت نفس ، پى بردن به اين نكته است كه انسان هويّتى استقلالى ندارد بلكه فقر و فاقه سراسر وجود او را فرا گرفته و هويت او را هويتى رابطى نسبت به وجود حق قرار داده است « يا أَيهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِى الْحَميد » « 4 » به تعبير علامه طباطبايى ( ره ) : من خَس بيسر و پايم كه به سيل افتادم * او كه ميرفت مرا هم به دل دريا برد
--> ( 1 ) - ر . ك محمد حسين طباطبايى ، ترجمه تفسير الميزان ، ج 6 ، ص 251 . ( 2 ) - بحارالانوار ، ج 2 ، ص 32 . ( 3 ) - سيد يدالله يزدانپناه ، مبانى و اصول عرفان نظرى ، ص 591 . ( 4 ) - سوره فاطر ، آيه 15 .